سبک سوپرماتیسم

سازه - Aleksandra Ekster

سازه - Aleksandra Ekster

سوپرماتيسم


Supermatism

سوپرماتیسم سبکی متشکل از ترکیب بندی های نظام یافته انتزاعی است، كه در حدود سال 1913 پدید آمد. عناصر آن سطوح هندسی هم خانواده (مربع - مستطیل - دایره - مثلث وخطوط متقاطع) می باشند و رنگ های اصلی ان سیاه وسفید است. هنرمندان این سبک درصدد بیان احساسات محض ویا مفاهیمی چون عمق میباشند. اين سبك توسط مالویچ که پیشوای نهضت کوبیسم درشوروی بود، در روسیه پایه گذاری کرد.

در اين سال، گروهی از معماران، مهندسان و نقاشان که نام سوپرماتیسم بر خود نهاده بودند و تصمیم در پذیرفتن «ماشین» به عنوان نمادِ عصر حاضر داشتند گرد هم آمدند. عنصر اصلی اندیشه آنان رئالیسم ستیزی بود که نخست به شکل شورشی ساده علیه نقاشی سه‌پایه‌ای - که در نظر آنان اصطلاحی خاص برای دوران قبل از صنعتی‌شدن به‌شمار می‌رفت - متجلی گردید.

روش آنان ایجاد ترکیب‌بندی بر روی سطح دو بُعدی و صاف نبود، بلکه ایجاد ساختمان در فضا بود و شکل پدید آمده الزاماً هماهنگ یا زیبا نبود بلکه دینامیک و شبه‌کارکردی بود. به عبارتی کار هنر این شد که خصوصیات بیانی یک ماشین کارآمد را داشته باشد.

آموزشگاه نقاشی نعیمی ثانی، دارای بیش از دو دهه تجربه در زمینه آموزش تخصصی نقاشی با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

اعضای گروه چهارنفره سوپرماتیسم که تجمع آنان در مسکو بود عبارت بودند از کازیمیر مالویچ، ولادیمر تاتلین، آنتوان په وسنر و نائوم گابو. در ابتدا، آنهااز نظر اندیشه و عمل یکسان بودند و به اصالت عقل و نحوه‌ای از تفکر ریاضیگونه در اثر هنری اهمیت می‌دادند. اثری با پایگاه زیبایی‌شناسی که ارائه دهنده هندسه‌ای بی‌واسطه، ساده و روشن باشد. اما در نهایت با پیوستن چند تن از آنان به مکتب کانستراکتیویسم فاصله‌ای میانشان پدید آمد.
مالویچ سوپرماتیسم را این گونه تعریف می‌کند «آن چه را که من سوپره‌ماتیسم می‌نامم برتری احساس ناب در هنر خلاق است. پدیده‌های بصری دنیای عینی در نظر هنرمند سوپرماتیست به خودی خود بی معنی‌اند و آن چه معنی دارد احساس است، آن هم احساسی کاملاً مجزا از محیطی که آن را موجب شده باشد.

از ویژگی های سوپرماتیسم :


1- هنر بدون شیئی خاص.
2- رهایی هنر از نشان دادن جهان (مناظر و اشیا)
3- اشکال هندسی که روی بوم نقاشی می شد.
4- مطالعه فرم ها و هنری که مربوط به اشکال هندسی و رنگ می شود.
5- تأثیر زیاد در گسترش هنر مدرن در اروپا، معماری و طراحی صنعتی.

 

عناصر هنر سوپره‌ماتیسم مربع، مستطیل، دایره، مثلث و خطوط متقاطع و رنگ‌های اصلی بود. اولین صورت آشکار این هنر، مربع کاملی به رنگ سیاه بر زمینه سفید بود که توسط مالویچ اجرا شد.

مربع سیاه- کازمیر ملویچ، آموزشگاه نقاشی نعیمی ثانی

                                مربع سیاه- کازمیر ملویچ

اما آیا تابلوی معروف مربع سیاه، واقعا یک اثر هنری است؟ اکثریت افرادی که این تابلو را می بینند معتقدند این تابلو یک اثر هنری نیست.

خود این نقاش روس هم که این تابلو را در سال 1913 به عنوان بخشی از یک مجموعه تصویری برای نمایش اپرایی به نام "پیروزی بر آفتاب" کشید، در زمان خلق این تابلو معتقد بود که یک اثر هنری نیست اما با گذشت زمان، نظر وی تغییر کرد!
تابلوی مربع سیاه كه شکل غیر ارادی خلق شده و مدتها طول کشید که مالویچ آن را به عنوان نقطه آغاز یک دوران هنری جدید ببیند.

کازیمیر مالویچ در سال 1879 متولد شد و در سال 1935میلادی درگذشت .

وی در طول دوران فعالیت هنری خود از سبکهای مختلف ازجمله امپرسیونیسم ، کوبیسم ، آبستره و سوپرماتیسم پیروی کرد.

مالویج از سال 1915 سبک سوپرماتیسم را برای ادامه کار هنری خود برگزید و به توسعه این سبک پرداخت.

از سال 1918 مالویچ در مسکو و پتروگراد (سن پترزبورگ) به تدریس نقاشی پرداخت و همچنین چندین نمایشگاه در خارج از اتحاد شوروی ازجمله در ونیز و برلین برگزار کرد.

اما به زودی روابط وی با رژیم اتحاد شوروی تیره شد و درسال 1929 از انستیتو ملی تاریخ هنر اخراج گردید. سال بعد وی به اتهام ارتباط با بیگانگان زندانی شد و تحت شکنجه قرار گرفت .پس از آزادی از زندان و در اواخر عمر کازیمیر مالویچ به کشیدن پرتره پرداخت .

 

مالویچ و سوپرماتیسم

کازیمیر مالویچ که به عرفان نیز علاقه داشت، دو سال بعد از کشیدن تابلوی مربع سیاه به این نتیجه رسید که این اثر او که به گفته خودش "به طور غیر ارادی و ناخودآگاه " نقاشی شده است، یک اثر هنری مهم است. او در آن زمان گفته بود که این تابلو بخشی از یک ایده هنری بزرگ تر است که "نتایج خارق العاده ای " خواهد داشت.

آن ایده هنری بزرگ از نگاه او "رها ساختن هنر از وزن سنگین و سکون واقعیت" بود. کازیمیر مالویچ این مکتب یا سبک هنری را سوپرماتیسم ناب می نامید. اما ریشه های فلسفی این نگاه هنری به یکی از آثار آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی بازمی گشت که در سال 1818 و تحت عنوان "جهان همچون اراده و تصور" منتشر شده بود.

در نقاشی های او که هیچ نشانه ای از جهان واقعی وجود ندارد، از درخت و رودخانه و یا موجودات زنده اثری نیست. بیننده این آزادی را پیدا می کند که فقط بر اساس احساسات خود با این نقاشی روبرو شود و به آن بیندیشد.

 

شوپنهاور استدلال می کرد که همه انسانها در دام اراده خود گرفتار می شوند و در نتیجه زندگی خود را مصیبت بار می کنند. به اعتقاد او هنر تنها راه نجات از این وضعیت است و بهترین نوع آن موسیقی است چون ذات بسیار مجردی دارد.

 

کازیمیر مالویچ همین تفکر را در نقاشی به کار گرفت. در نقاشی های او که هیچ نشانه ای از جهان واقعی وجود ندارد، از درخت و رودخانه و یا موجودات زنده اثری نیست. بیننده این آزادی را پیدا می کند که فقط بر اساس احساسات خود با این نقاشی روبرو شود و به آن بیندیشد.

او می گفت هنری را خلق می کند که هدف آن "برتری دادن به احساسات" است.

آثار اولیه او در حقیقت پاسخ و یا واکنش هایی‌اند به نقاشی های سزان، ماتیس، مونه و پیکاسو که او در نمایشگاههای شهر مسکو دیده بود.

در دوره بعدی او به موج کوبیسم و فوتوریسم می پیوندد و با افزودن جنبه هایی از زندگی روستانشینی به نقاشی های خود در این دوره حال و هوای روسی می دهد.

در مرحله بعدی مالویچ و هنرمندان آوانگارد دیگر به سبکی می پیوندند که مدتها تشنه آن بودند و آن ظهور نیرومند هنر مدرن بود که به خصوص در روسیه تحول مهمی ایجاد کرد. این دوره از نقاشی مالویچ اساسی ترین بخش آثار هنری اوست. آثار تجربی مالویچ در این دوره که برخی از آنها به تبعیت از هنرمندان دیگر خلق می شدند به شدت نوآورانه و از نظر هنری دوران ساز بودند.

در سال1915 او به طور کامل به سبک انتزاعی روی می آورد، تمام تماسهای خود با گذشته هنری اش را قطع می کند و هنرمندان نسل های گذشته را "جعل کار" خطاب می کند.

اینستاگرام، آموزشگاه نقاشی نعیمی ثانی، آموزشگاه نقاشی، کلاس نقاشی، رنگ روغن

آثار سوپرماتیست مالویچ کیفیت های گوناگونی دارند که یکی از مهمترین آنها ترکیب است. برخلاف اکثر آثار نقاشی که با بینایی ما تماس برقرار می کنند، به نظر می رسد شاهکارهای انتزاعی مالویچ یک کیفیت صوتی و شنیداری را خلق کرده اند.

گو اینکه بیننده می تواند صدای ناموزون و موسیقی خارج از نت مربوط به تصادم اجسام و طرح های هندسی در این تابلوها را بشنوند. به عنوان مثال مکعب های گستاخ سیاه رنگ نوایی گرفته و محزون دارند. اما مثلث های نازک و ناهموار آبی و زرد صدایی روی نت بالا تولید می کنند.

ترجمه و گرد آورنده : سید سلمان زیدی


منابع:

بخش هنری تبیان - خانم رمضان ماهی

ویکی پدیا

تاریخ هنر معاصر

اینترنت

مالویچ : «آن چه را که من سوپرماتیسم می‌نامم برتری احساس ناب در هنر خلاق است. پدیده‌های بصری دنیای عینی در نظر هنرمند سوپرماتیست به خودی خود بی معنی‌اند و آن چه معنی دارد احساس است، آن هم احساسی کاملاً مجزا از محیطی که آن را موجب شده باشد.

9 دیدگاه ها

  1. mahnaz yousefzadeh گفت:

    چیدن زیبای اشکال کنار هم واقعا هنراست

  2. Nilufar.Ebrahimpur گفت:

    متشکرم بابت ارائه منسجم مطالبتون.
    اثر دختری در روستا، به نظر، به خاطر استفاده از قواعد کوبیسم و اینکه شی و منظره در آن پدیدار هست، جز آثار نئوسوپرماتیسم محسوب میشود، اگر درست گفته باشم.. در دید من، سوپرماتیسم و کوبیسم، خود به تنهایی جذابیت بیشتری دارند تا اینکه تحت تاثیر هم واقع شوند.

  3. Nilufar.Ebrahimpur گفت:

    در اثر مربع سیاه، گفته شده که ضربه های قلم، اثر انگشت و رنگها، زیر ترک های روی مربع، مشهود است و مربع نمایانگر وجود صفات الهی در مالویچ میباشد. و معتقد است این طرح، باید به دور از منطق, و با احساسات خالص درک شود.

    https://www.m.theartstory.org/artist-malevich-kasimir-artworks.htm#pnt_2

    • آموزشگاه نقاشی نعیمی ثانی گفت:

      از اینکه مطالب را دنبال می نماییدسپاسگزاریم. تحلیل هایتان از مطالب و آثار بسیار به جا و قابل تقدیر است. امیدواریم همواره نظرات و تحلیل هایتان را داشتخ باشیم.

  4. niloofar.abedi گفت:

    آزادی بیینده که می تواند فقط براساس احساس خود با نقاشی ارتباط بگیرد یک ویزگی جالب توجه از این سبک است

  5. Negin_Yazdi گفت:

    ممنون از اینکه اینقدر مطالب دقیق و کامل بود
    به نظر من شوپنهاور جز بهترین نظرهای هنری است
    و برای شناسی این سبک باید دانش هنری زیادی داشته باشیم

  6. Hani sh گفت:

    ممنون ازشما استاد موفق و مهربان ازاینکه مطالب مفیدی را دراختیار ما میگذارید.بسیار سبک زیبا و دلنشینی هست وطرز قرارگیری درکنارهمشون باعث احساس آرامش میشود. سپاس

  7. hosna گفت:

    گریز مالویچ از فرم های واقع گرایانه به دلیل این بود که او می پنداشت فرم های رئالیستی ذهن بیننده را درگیر خود میکنند و مانع می شوند که احساسات ناخودآگاه و حس درونی بیننده بروز کند ؛ در آثارسوپرماتیستی مالویچ عناصر و اشکال گویی درجهانی انتزاعی در فضا معلقند و این حس آزادی و غیر واقعی بودن در بیننده احساس آزادی عمل در برداشت حسی از اثر را ایجاد میکند. ممنون برای مقالات علمی و آموزنده حسنیه. شیخ

پاسخی بگذارید